قادر حيدرى فسايى
52
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
9 ) تسخير يعنى مسخّر كردن يك شى و او را از حالتى تبديل به حالتى اخسّ كردن مثل آيهى كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ . * « 1 » با حفظ اين مقدمه مىگوييم : دربارهى صيغهى امر دو نظريه معروف وجود دارد : 1 ) نظريه بعضى : صيغهى امر براى اين معانى مذكوره وضع شده ( بنحو اشتراك لفظى ) و در آنها نيز استعمال مىشود . 2 ) نظريه مصنّف : نظريه مصنّف در ضمن دو مرحله مطرح مىشود : مرحلهى اوّل : دربارهى مستعمل فيه صيغهى امر . صيغهى امر دائما در انشاء الطّلب و به عبارت ديگر طلب انشايى استعمال مىشود . ولى انگيزهى متكلّم در انشاء طلب ، گاهى طلب حقيقى ، گاهى ترجّى ، گاهى تمنّى و گاهى تهديد و گاهى . . . است . پس امورى كه به عنوان معنا ذكر شده در حقيقت انگيزه هستند نه مستعمل فيه . مرحلهى دوم : دربارهى موضوع له صيغهى امر . صيغهى امر براى انشاءطلبى كه به انگيزهى طلب حقيقى باشد و نه انگيزههاى ديگر وضع شده است ( تأمل ) و لذا استعمال صيغهى امر در انشاءطلبى كه به انگيزهى طلب حقيقى باشد ، استعمال حقيقى و استعمالش در انشاءطلبى كه به انگيزههاى ديگر باشد ، استعمال مجازى است . پس در نظريه اوّل معنا با انگيزه مشتبه شده است . نكته : دربارهى ساير صيغ انشائيّه ( غير از امر ) همچون تمنّى ، ترجّى و استفهام كه در كلام خداوند به كار رفته و خداوند قائل به آنهاست دو نظريه وجود دارد : 1 ) نظريه مصنّف : اين صيغ در انشاء تمنّى ، انشاء ترجّى و انشاء استفهام استعمال شدهاند ولى نه به انگيزهى تمنّى ، ترجّى و استفهام ، بلكه به انگيزههاى ديگر .
--> ( 1 ) - براى تحقيق دربارهى معانى مذكوره و غير مذكوره به شروح التلخيص ، ج 2 ، ص 312 به بعد ، مراجعه شود .